آغوش

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟ آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟ سیمین و تابناک بود روی مه ولی سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟ دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد مینای می کجا و لب نوش او کجا؟ خفتم به یاد یار در آغوش گل ولی آغوش گل کجا و […]

فرشته وراج و شیطان چشم‌چران

یه روز یکی از استادهای عزیزم سر کلاس گفت که برای کار کلاژ حتی می‌شه از کاغذهای شکلات هم استفاده کرد. همین صحبت مختصرش جرقه‌ای توی ذهن من ایجاد کرد و از اون به بعد تا چند سال کاغذهای شکلات رو جمع می‌کردم. دوستان و اطرافیانم هم این با این اخلاقم آشنا شده بودن و […]

An Impossible Boy

«پسربچه‌ی تخس» نام نمایش‌نامه‌ای‌ست نوشته‌ی پتر اس. روسنلوند و ترجمه‌ی مهسا خیراللهی. نمایشنامه‌ای تقریباً خشن و اروتیک. کم‌کم می‌شیم یه مشت موجود بدبخت بی قیدوبند. خیلی زود فقط می‌شیم مالیات‌دهنده‌های دیوونه‌ای که کارمون زیاد کردن خدمات عمومیه… و از بچه‌های خودمون یه مشت مالیات‌دهنده‌ی محشر درست می‌کنیم که می‌تونن برای یک جفت کفش بسکتبال آدم بکشن. (پشت جلد […]

مادام بوواری

او دختری شهرستانی است که انتظاراتی سیری‌ناپذیر از دنیای خود دارد و مشتاق زیبایی، ثروت، عشق و جامعه‌ای سطح بالاست. بخش عظیمی از داستان حول اختلافات میان ایده‌آل‌های خیالبافانه و جاه‌طلبانه‌ی او و واقعیت‌های زندگی روستایی‌اش می‌چرخد. به‌خصوص که این قضایا او را به سوی عشق‌های زناکارانه سوق داده و بدهی‌های قابل توجهی برایش به […]