او

چیزهای زیادی برای نوشتن هست…

طغیان

هنگام تدریس شکل‌های ایلوستریتور به تصویر زنی رسیدم که مو در هوا پریشان کرده بود. عصیان‌گر و بی‌پروا. مثل امواج اقیانوس. کاغذهای پوستی را با مرکب و اکولین به رنگ اقیانوس و دریا درآوردم. لایه‌های کاغذ را برش زدم و روی هم چسباندم، تا زن بی‌پروای اقیانوس جان بگیرد: روایت بصری (visual narrative) تصویرسازی تک‌فریمی […]

آغوش

در آغوش یار، تمام کائنات در یک دایره می‌گنجد. کارهای من، کلاژهایی از این جهانِ به ظاهر پراکنده‌اند: «تکه‌ای از آسمان، نقشِ یک نگاه، و جغرافیای تنهایی که در مدارِ تو، به یک کلِ کامل تبدیل می‌شود.» جهانِ پراکنده، میان بازوان تو جمع معنی می‌یابد. تکه‌پاره‌های رنگی کاغذ، در نقش تو هنر می‌شود. “کار من جست‌وجویی […]

فرشته وراج و شیطان چشم‌چران

یه روز یکی از استادهای عزیزم سر کلاس گفت که برای کار کلاژ حتی می‌شه از کاغذهای شکلات هم استفاده کرد. همین صحبت مختصرش جرقه‌ای توی ذهن من ایجاد کرد و از اون به بعد تا چند سال کاغذهای شکلات رو جمع می‌کردم. دوستان و اطرافیانم هم این با این اخلاقم آشنا شده بودن و […]